عطا ملك جوينى
689
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
يافته كه اين جماعت از شايبهء ربا « 1 » و زيادتى طمع تصوّن و تحرّس نمايند و كس را موقوف ندارند « 2 » و به زودى حال هريك به سمع همايون مىرسانند . و از همه نوع كتبه ملازماند از كتّاب پارسى و ايغورى و ختائى و تبّت و تنكوت و غير آن تا هرگه كه به موضعى مثالى نويسند به زبان و خطّ آن جماعت اصدار « 3 » افتد « 4 » . ذكر حركت پادشاهزادهء جهان هولاكو به بلاد غربى آنك با بخت بيدار حلم و وقار يار داشت ، و با دولت روزافزون مزيّت عقل رهنمون ، با راى جهانآراى او آفتاب را روائى « 5 » نيست و با وجود جود او سحاب را نوائى نه . خانان چين و ماچين كجااند تا آيين شاهى آموزند ؟ سلاطين پيشين چونند تا قدرت الهى ببينند ؟ قياصرهء روم به شرف ادراك خدمتش اگر مستسعد گشتندى از تربيت او تربيت جهاندارى آموختندى ، و اكاسرهء « 6 » فرس و فراعنهء مصر اسباب جهانگيرى از آراء و عزمات او اندوختندى . پادشاه روى زمين منكو قاآن چون « 7 » از شمايل برادر خويش هولاكو مخايل « 8 » جهاندارى مىديد و از عزايم او مراسم جهانگيرى تفرّس مىنمود در قوريلتاى بزرگ بعد ما كه بر تخت خانى تمكّن يافت و خاطر از كار اصحاب اغراض و حسّاد فارغ كرد بر استخلاص اقاصى شرق و غرب عالم همّت مصروف فرمود و ابتدا قوبلاى را به جانب شرقى كه از ختاى بود روان كرد و بعد از آن در شهور سنهء خمسين و ستّمائة « 9 » بر ترتيب و تدبير مصالح برادر ديگر هولاكو اقبال نمود و او را به ضبط جانب غربى نامزد فرمود . و بر منوال تنفيذ قبلاى از لشكرهاى شرقى و غربى از هر ده نفر دو نفر معيّن شد و از پادشاهزادگان يكى برادر خردتر سبتاى اغول را در مصاحبت او موسوم كرد و از جانب باتو « بلغاى » پسر « شيبقان » و « توتار اغول » و « قولى » را با لشكرها كه از قبل باتو بودند روان فرمود . و از قبل جغتاى « تكودار اغول » پسر « موجى اغول » ، و از جانب جيجكانبيكى
--> ( 1 ) - ربا : ظاهرا منظور از ربا در اينجا « رشوه » است به قرينه « زيادتى طمع » . ( مص ) . ( 2 ) - يعنى كسى را بازداشت نكنند . ( 3 ) - اصدار : صادر كردن . ( 4 ) - معنى جملات : بايد [ در دستگاه ادارى ] همه نوع دبير با زبانهاى مختلف باشند تا هر وقت بخواهند به جايى فرمان بنويسند به زبان همان گروه صادر شود . ( 5 ) - روا : زيبايى و نيك منظرى . ( 6 ) - اكاسره : جمع كسرى و كسرى معرّب خسرو . ( 7 ) - چون : چنان كه قبلا متواترا گفته شد اين « چون » جملهء جواب ندارد و بيشتر براى تأكيد است و معنى « بارى » و « خلاصه » و . . . مىدهد . ( 8 ) - مخايل : نشانهها . ( 9 ) - سال 650 .